«عبدالرضا رحمانیفضلی»، وزیر کشور، به تازگی طی اظهاراتی در نشست هماندیشی با زنان فعال اقتصادی، با اشاره به اغتشاشات دیماه در کشور گفته است:
نسل انقلاب وارد ۴۰ سالگی شده و این نسل سلایق، باورها، موضوعات اجتماعی و حتی موضوعات انتخاباتی را متفاوت از سلایق ما می بیند.
او سپس با انتقاد از برخی که درک و فهمی از اینگونه تغییرات در کشور ندارند، اظهار داشت:
متاسفانه برخی درک و فهم این را در کشور ندارند و نمی دانند سلایق و باورهای آنها پاسخگوی مطالبات جوانان نیست. ممکن است نظرات آنها حتی خیرخواهانه باشد ولی نمیتوانند پاسخگوی مطالبات جوانان باشند.[۵]
اگر نام آقای رحمانیفضلی در عبارات بالا نباشد؛ طبیعتا به ذهن هر خوانندهای اینطور خطور میکند که گوینده این حرفها یک معارض جدی دولت رئیسجمهور روحانی است!
اما این گزاره ذهنی صحیحی نیست و حرفهای بالا را کسی بیان میکند که عملا سومین مقام پرنفوذ دولت پس از رئیسجمهور و معاون اول است، منصوب کننده تمام استانداران کشور است، سیاستگذاری سیاسی دولت است و غیره.
مشخص نیست این «برخی» که درک و فهم لازم را ندارند و مطالبات جوانان را هم نمیفهمند چه کسانی هستند اما از سوی دیگر قابل تصور نیست که قدرت یا نفوذ این افراد به اندازه آقای رحمانی فضلی و دوستانشان در دولت باشد.
چرا حسن روحانی با خودش حرف میزند؟!
در عین حال باید پاسخ این سؤال داده شود که سیاستگذار کشور در امور اجرایی فرهنگ و سیاست و اقتصاد و غیر چه کسی غیر از دولت و مقامات کابینه هستند!؟
این ها ابهاماتی است که با خوانش اظهارات رحمانیفضلی در ذهن هر مخاطبی شکل میگیرد و البته به یک سؤال بزرگتر نیز رهنمون میشود و آن اینکه چرا مقامات دولت آقای روحانی و حتی شخص آقای روحانی به تازگی «دیالوگ با خود» را آغاز کردهاند!؟
گفتنیست، قبل از رحمانیفضلی، رئیسجمهور روحانی هم طی صحبتهایی در سفر به کرمان از ایجاد فضای یأس و ناامیدی انتقاد کرده بود.
این در حالیست که به قول آن بیت شعر ایرانی: گر حکم شود که مست گیرند؛ در شهر هرآنکه هست گیرند
جان کلام اینکه کدهای آشکاری وجود دارد مبنی بر اینکه ستاد مشترک دولت و اصلاحطلبان در زمینه سیاهنمایی از اوضاع کشور و ایجاد فضای ناامیدی، گوی سبقت را از همه ربودهاند.
منبع : جماران



